يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

24

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

ذكر سلطان رضيه سلطان رضيه دختر بزرگ سلطان شمس الدين بود - در آن‌گاه كه « 1 » سلطان مرحوم از مهمّ گوالير « 2 » مراجعت كرد اين دختر را وليعهد خويش گردانيد - القصه در « 3 » روز يكشنبه بتاريخ هژدهم ماه ربيع الاول سنه اربع و ثلاثين و ستمائه سلطان رضيه بدار الملك دهلي در قصر دولتخانه بر تخت سلطنت جلوس فرمود - در ماه رجب رجّب قدره سنة المذكور طايفهء قرامطه و ملاحده كه از اطراف هندوستان جمع شده در حضرت دهلى ساكن بودند باغواي « 4 » ترك كه مردى متعلّم بود و در تذكيرات « 5 » علماى « 6 » سنت و جماعت را ناصبى و مرجي « 7 » ميگفت بعدد دو « 8 » هزار مرد با اسلحه درون مسجد جمعه در روز جمعه فوج‌فوج از هر دو طرف درآمدند - مسلمانان در نماز جمعه مشغول بودند كه آن ملحدان دست باسلحه بردند - بيشترى مسلمانان شهادت يافتند - و بعضى پايمال گشتند - ملك نصير الدين بلارامي « 9 » و امام ناصري « 10 » شاعر و امراى ديگر با جمعيت كثير آمده و مسلمانانى « 11 » كه از خوف بالاى مسجد برآمده بودند ملاحده مذكور را به زخم سنگ و خشت بكشتند تا اين فتنه بخير « 12 » انجاميد -

--> ( 1 ) B . and M . درانكه سلطان ( 2 ) Raverty , p . 638 , Gwaliyur . . كاليور M . and also Tabakat Nasiri , p . 185 , ( 3 ) B . omits . در ( 4 ) باغرا B . ، باعرا M . ( 5 ) تركرات and M . تزكيرات B . ( 6 ) علما و سنت and M . علمهاء سنت B . ( 7 ) B . and M . ناحي و مرحي ( 8 ) Tabakat Nasiri , p . 189 , به قدر يك هزار مرد ( 9 ) M . بدارامي ( 10 ) B . ناصري و شاعر ( 11 ) M . مسلمانى ( 12 ) M . omits بخير